تبليغاتX
دانلود کلیپ جدید

دانلود کلیپ جدید

دانلود کلیپ - کلیپ باحال موبایل - کلیپ ایرانی - 3gp

کلیپ فیلم صمد

يك پكيج بي نظير در بسته بندي نفيس با كيفيت عالي از بازي پرويز صياد اين هنرمند اول سينمايي كمدي ايران
با كيفيتي بسيار بالاتر از آنچه تا به حال ديده ايد .. فيلم صمد

مجموعه كامل فيلم هاي صمد شامل هر 8 فيلم صمد
صمد و غاليچه حضرت سليمان
صمد به مدرسه مي رود
صمد خوشبخت مي شود
صمد به شهر مي رود
صمد در راه اژدها
صمد آرتيست مي شود
صمد و سامي ليلا و ليلي
صمد و ديو فولاد زره

به همراه شاكار سينمايي علي حتمي با بازي پرويز صياد : حسن كچل

يك فيلم زيبا و تمام موزيكال كه باعث شد بسياري از آهنگ ها و ترانه ها محلي و كوچه بازاري زنده بماند


اين پكيج كامل و ارزشمند كه شامل 9 فيلم با بازي پرويز صياد است را با بسته بندي شكيل در 3 dvd مي توانيد به قيمت فقط 8 هزار تومان تهيه كنيد
بهترين هديه براي آنان كه ميخواهيد بخندند ..

تلفن سفارش:09359804073 
09194497105

صادرات :
0311656575002

 اگر همين مجموعه را بر روي سي دي ميخواهيد به قيمت 14 هزار تومان موجود است )
در ضمن هر مجموعه سي نمايي كم ياب از هر هنرمند ايراني كه بخواهيد در آرشيو فيلم ما موجود است .. با ما تماس بگيريد




--------------------------------------------------

 
سریال دایی جان ناپلئون پرطرفدار ترین سریال تاریخ تلویزیون ایران :
دایی جان ناپلئون

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 17:23  توسط دانلود کلیپ موبایل جدید  | 

به راستی نمی فهمم !‏

به راستی نمی فهمم !‏

حسن یوسفی اشکوری - دوشنبه 12 اسفند 1387 [2009.03.02]

   فکر می کنم برای هر کسی پیش آمده باشد که در برابر حادثه ای و یا پرسشی قرار گرفته ‏باشد اما به راستی از درک و فهم و تحلیل حادثه و هر نوع پاسخی به پرسش ( درست یا ‏نادرست ) در ماند و نداند که حادثه را چگونه بفهمد و چه پاسخی به پرسش مطرح شده ‏بدهد. یعنی به جد احساس ناتوانی کند. اهمیت این موضوع به این دلیل است که ماها ‏معمولا به طور روزمره هر رخدادی را آسان و یا سخت به گونه ای و یا در سطوح ‏مختلف درک می کنیم و قادریم تفسیری و تحلیلی برای چگونگی و چرایی آن ارائه دهیم ‏و یا برای هر پرسشی ساده و یا دشوار پاسخی بدهیم. از این رو خیلی کم پیش می آید که ‏در برابر رخدادها و یا پرسشها به طور واقعی احساس و بویژه اظهار در ماندگی کنیم و به ‏صورت واقعی و جدی بگوییم که: نمی فهمیم و نمی دانیم !‏

من نیز چون شما و دیگران معمولا و بر حسب عادت برای هر حادثه و یا خبری درکی ‏و تحلیل و تفسیری دارم و همواره آماده ام که به هر پرسشی جوابی بدهم، اما به طور ‏جدی مواردی پیش آمده ومی آید که از فهم و تفسیرحادثه ای و یا اساسا در مقام پاسخ ‏دادن به پرسشی، عمیقا و بدون هیچگونه تعارف و تظاهری احساس درماندگی کرده و از ‏پاسخ دادن ناتوان بوده و آشکارا گفته ام: نمی دانم، نمی فهمم و پاسخی ندارم !‏

آخرین بار در حدود یک ماه پیش بود که خبرنگار یکی از رادیوهای برون مرزی از من ‏در باره علت و یا علل تخریب گورستان بهاییان در بابل پرسید و من گفتم که واقعا و به ‏طور جدی می گویم که: نمی دانم ! چراکه من هم چون شما و دیگران وقتی این اخبار را ‏می شنوم و می خوانم، از خودم می پرسم که آخر چرا؟! چرا گورستان متروک عده ای از ‏هموطنان که برخی از اینان احتمالا در زمانهای دور در گذشته اند و کاری به کار زندگان ‏و مخصوصا حاکمان ندارند، مورد حمله و تخریب و بی حرمتی قرار می گیرند؟ اصلا اینها ‏چه کسانی هستند که دست به این کارهای زشت و غیر انسانی می زنند؟ هدف و یا اهداف ‏این افراد چیست و دنبال چه مقصد و یا مقصودی هستند؟

این مقاصد احتمالی دینی است ‏و یا سیاسی و یا اقتصادی و یا تمام اینها و به هرحال چه سودی برای اینان دارد؟ آیا این ‏افراد به صورت خود جوش و صرفا با انگیزه های شخصی و به تشخیص و تصمیم فردی ‏و یا حداکثر چند نفر به اصطلاح « خود سر » اقدام به کار هایی چنین شنیع می کنند؟ اگر ‏چنین است، چرا نیروهای متعدد حکومتی ( نیروی انتظامی و امنیتی ) از این اقدامات و ‏تکرار سازمان یافته آن جلوگیری نمی کنند؟ چرا به جای دستگیری و مجازات این افراد به ‏اصطلاح خودسر باز همان افراد ستمدیده بازداشت و زندانی و مجازات می شوند؟

اگر ‏موضوع مخالفت و ضدیت فقط بهایی ها هستند و اینانند که نه حق حیات دارند و نه حق ‏ممات، چرا با دراویش چنین برخوردهایی می شود؟ مگر اینان مسلمان نیستند؟ مگر طبق ‏قواعد و نصوص مسلم دینی جان و مال و آبروی مسلمان محفوظ و مصون از هبر ‏تعرضی نیست؟ مگر بسیاری از بزرگان و مشایخ اسلام و تصادفا بیشتر شیعه یا رسما ‏صوفی نبوده و یا گرایش آشکار صوفیانه نداشته و یا از اینان به لحاظ فکری و دینی دفاع ‏نکرده و نمی کنند؟ با ابن فهد حلی و صدر الدین شیرازی و فیض کاشانی و ملا احمد ‏نراقی ( و طاقدیسش ) و از همه مهمتر رهبر فقید انقلاب و بانی جمهوری اسلامی چه می ‏کنید؟

دفاع استثنایی و شگفت آیت الله خمینی از صوفی نامداری چون حلاج، که از قضا ‏با فتوای برخی فقیهان به قتل آمد، به این زودی از یادها رفت؟ ممکن است چند جوان و ‏یا غیر جوان خام و ناآگاه که دست به این کارها می زنند از این حقایق واقعا بی اطلاع ‏باشند اما آمران و مفتیان آنان از این واقعیت ها بی خبرند؟ یا اغراض دیگری در کار است؟ ‏چگونه است از صوفی بزرگی چون جلال الدین محمد بلخی ( مشهور به مولوی یا مولانا ‏‏) در همین نظام ولایی این همه تجلیل می شود و خواجه شمس الدین محمد حافظ ‏شیرازی تا مرتبه خدایی برکشیده می شود و آنگاه آرامگاه یک صوفی گمنام و بی آزار در ‏گوشه ای در اصفهان ( لابد به عنوان انکار منکر و اماته باطل ) ویران می گردد؟

‏ از همه اینها گذشته، چرا وبه چه دلیل ویا دلایل موجه و معقول، باید یک حکومت خود ‏را درگیر چنین اقداماتی، که زیانش برای خود حکومت از همه بیشتر است، بکند؟ آیا ‏انسان عاقل و خردمند به زیان خود عمل می کند؟ دراویش گنابادی و یا غیر گنابادی، که ‏حداکثر دارای اندیشه و سلایق و آداب و مناسک خاصی هستند و در هیچ امری از امور ‏سیاسی و حکومتی دخالتی و نقشی ندارند، چه زیانی به « گاو و گوسفند » کسی رسانده ‏اند؟

چرا باید کاری کرد که این انسانهای شریف و آرام و نرمخو و « صلح کل » به خیابان ‏بیایند و دست به اعتراض علنی بزنند؟ آیا در این مملکت مشکلات فکری و عقیدتی و ‏سیاسی و اقتصادی و فرهنگی دیگری وجود ندارد که به سراغ ارشاد و هدایت شماری ‏بهایی و درویش و دیگرانی از این دست رفته ایم و تازه می خواهیم با محو تمام آثار ‏گذشته و حالشان ارشادشان کنیم؟ یا اصرار شگفت انگیز حاکمیت، از مقامات عالی تا ‏دانی، بر دفن اجساد و استخوانهای پراکنده شهدای جنگ در محوطه دانشگاههای کشور، با ‏چه منطق و تحلیلی و با چه مصلحت اندیشیی صورت می گیرد؟ این تجلیل شهداء است؟ ‏

راههای دیگری برای این تکریم این شهیدان وجود ندارد؟ آیه نازل شده که دانشگاه ‏گورستان بشود؟ بویژه زمانی که در میان دانشجویان نسبت به این اقدام، به هر دلیل، ‏حساسیت وجود دارد و صریحا و به طور جدی و مستمر با آن مخالفت می شود. در تاریخ ‏اسلام پیامبر و یا کدام صحابی و یا امام شیعه و یا کدام فقیه در زمان خود کالبد شهدای ‏مورد احترام را در کوچه و خیابان و حیاط خانه مردم و یا پارک عمومی و یا مدرسه و ‏بیمارستان دفن کرده است؟ ما نوبرش را آورده ایم؟

قرار است جمهوری اسلامی فهرست ‏افکار و اعمال نا متعارف خود را بدین ترتیب کامل کند؟ آخر این درد را به که باید گفت ‏در نظامی که مدعی ارزشمداری است و اساسا مدعی است تجسم تمام آرمانهای انبیاء و ‏اولیاء و حتی مظهر تمام خوبیها و فضایل عالم است، با مردگان و شهیدان نیز چنین معامله ‏و استفاده ابزاری می شود؟ اگر این نوع کارها استفاده ابزاری نیست و یا سوء استفاده ای ‏در میان نیست، چرا و با کدام منطق متعارف بشری و بر اساس کدام معیار نظام حاضر ‏می شود در برابر این تدفین تحمیلی این همه هزینه بپردازد؟ آیا « هزینه – فایده » یک ‏قاعده و یک اصل عقلایی نیست؟

آیا این دستگیریهای گسترده و زندانی شدن دهها و ‏احتمالا صدها دانشجوی معترض و سرکوبی آنان و ایجاد انبوه خشم و کینه و نفرت در ‏این جوانان و سرمایه های کشور، هزینه مناسب و سودمندی برای کشور و حتی نظام ‏است؟ آیا حاکمیت می خواهد از این طریق اقتدار خود را به رخ معترضان و چند دانشجو ‏بکشد؟ اگر پاسخ مثبت باشد، داستانی شنیدنی است که یک حکومت با همه عرض و ‏طولش اقتدار خود را به رخ چند هزار دانشجو و حتی مردم خود بکشد! فکر نمی کنم ‏ابتذالی و انحطاطی بیش ازاین قابل تصور باشد که اکنون تحت عنوان احترام و تکریم به « ‏شهدای جنگ » در جمهوری اسلامی می شود.‏

به طور کلی باید گفت نظامی که دشمنان زیادی دارد و می توان گفت که در محاصره ‏مخالفان و دشمنانش است و خود می پندارد که تمام حکومتهای شرق و غرب عالم شبانه ‏روز در اندیشه براندازی او هستند، عاقلانه و مصلحت اندیشانه است که همزمان در چند ‏جبهه بجنگد؟ آیا بهتر نیست که در مبارزه با « دشمن » اولویت ها رعایت شود؟ آیا ‏عاقلانه تر نیست که نابودی دشمنانی چون دراویش گنابادی و یا سنی ها و یا حتی بهایی ‏ها و یا آل یاسین و گروههای دیگری که هر روز به برکت برخوردهای صورت گرفته با ‏نامشان آشنا می شویم، به زمانهای دیگر و پس از نابودی دشمنان اصلی تر و خطرناکتر ‏موکول شود؟

مثلا به حکم عقل و منطق نابودی فقر و فاصله مخرب طبقاتی و ایجاد ‏اشتغال برای جوانان و ایجاد امکانات برای ازدواج جوانان و نابودی اعتیاد و دهها دشمن ‏و درد بی درمان دیگر، اولویت دارد یا نابودی چند خانقاه و درویش و یا اقامه نماز جمعه ‏و یا نماز عید فطر و قربان بوسیله شمار اندکی از مؤمنان در گوشه و کنار کشور؟ از باب ‏نمونه آیا بهتر نیست اول تکلیف بیش از یک میلیارد دلار پول بی زبان ملت ایران، که به ‏گفته دیوان محاسبات و برخی نمایندگان مجلس در بودجه سال گذشته دولت « گمشده » ‏است، روشن شود و آنگاه تکلیف دراویش گنابادی؟ آیا به مصلحت « نظام مقدس ‏جهموری اسلامی » است که هر روز درمحافل گوناگون حقوق بشری و در سطح گسترده ‏ومؤثر رسانه های جهانی به عنوان ناقض حقوق بشر معرفی شود و در طول سی سال از ‏عمرش بیست و یک بار در نهاد مهمی مانند سازمان ملل متحد با اکثریت آرا محکوم گردد؟ گفته می¬شود که در وزارت اطلاعات بخشی تحت عنوان « اداره ادیان » ‏ایجاد شده است.

نمی دانم که کار و وظایف و نقش این « اداره » در نهادی چون وزارت ‏امنیت و اطلاعات کشور چیست، اما نهادی چون وزارت اطلاعات، که وظایف آن در همه ‏جای جهان مشخص است، چه ارتباطی می تواند با مقوله ای چون « دین » داشته باشد؟ آیا ‏این بدان معنا است که از نظر حاکمان جمهوری اسلامی و یا مسؤلان امنیت کشور، هر ‏نوع دگر اندیشی و به طور مشخص پیروی از دینهای دیگر ( غیر از دین و مذهب رسمی ‏کشور) صبغه و ماهیت امنیتی دارد؟ آیا انگزیسیون خشن تری در راه است؟ عنصر مهم « ‏مصلحت » که این همه مورد تأکید و تأیید بنیانگذار جمهوری اسلامی بود، کجا رفت؟ ‏

پس« مجمع تشخیص مصلحت نظام » برای چیست و نقش آن کدام است؟ آیا « مجلس ‏خبرگان رهبری » نسبت به مدریت کلان کشور حساسیت و نظر و نظارتی ندارد؟ ویا نباید ‏داشته باشد؟ ‏

‏ شما پاسخی برای این پرسشها و دهها پرسش دیگر دارید؟ آیا اساسا این افکار و رفتار از ‏‏ یک حکومت قابل فهم ودرک وتحلیل است؟ آیا تفسیر و یا تفاسیر معقول و مقبولی برای ‏این رخداد ها و پرسشها وجود دارد؟ در این باب چیزی به نظرتان می رسد؟

آیا این ‏انتظار زیادی است که حداقل مسؤلان کشور و بویژه آمران و عاملان این نوع اقدامات ما ‏ناآگاهان را از« مصالح خفیه » این کارهای ظاهرا نامعقول آگاه وارشاد کنند؟ برخی از ‏اقدامات حاکمیت و ابزارهای امنیتی و انتظامی و یا فرهنگی آن، درست یا غلط، کم و بیش ‏قابل فهم و درک است. مثلا زمانی که حاکمیتی از یک سو احساس کند که از مشروعیت ‏و یا مقبولیتی در نزد عموم مردم و بویژه نخبگان فکری و اجتماعی و سیاسی ( به اصطلاح ‏گروههای مرجع ) بر خوردار نیست و از هرسو در محاصره است و به هر صورت بقای ‏خود را در خطر جدی ببیند، ممکن است دست به هر کاری بزند و غریق وار به هر خس ‏و خاشاکی بیاویزد، مثلا مطبوعات را « فله » ای ببندد و یا احزاب را بی¬جان و بی خاصیت ‏کند و یا از انتخابات آزاد و بدون نظارت استصوابی و تشکیل مجلس واقعا ملی جلوگیری ‏کند، اما مسأله غیر قابل فهم این است که بهایی ها و یا جماعت درویشان و یا اقامه چند ‏نماز جمعه در اصفهان و تهران و برخی جاهای دیگر چه خطری برای حاکمیت مقتدر و ‏مجهز به تمام ابزارهای فرهنگی و سیاسی و مذهبی و امنیتی و اقتصادی ایجاد می کند؟

آیا ‏به راستی برگزاری مجلس یادبود برای شخصیت های دینی و سیاسی نامداری چون ‏بازرگان و سحابی، که از قضا از بانیان همین نظام نیز به شمار می روند، با حضور چند صد ‏و حداکثر چند هزار نفر در یک مرکز شناخته شده و معتبری چون حسینیه ارشاد تهران ‏امنیت و مصالح حکومت و یا جامعه را به خطر می اندازد؟ آیا گردآوری امضا برای در ‏خواست تغییر قوانین تبعیض آمیز از مجلس همین نظام، امنیت کشور را مخدوش می ‏کند؟

چند مثال دیگر بزنم که کافی و وافی به مقصود باشد؟ گرچه می توان ذکر این مثالها ‏را باز ادامه داد اما منظور من تنظیم یک فهرست کامل از اقدامات نادرست در جمهوری ‏اسلامی نیست، هدف این بوده است که بگویم شماری از کارهای شگفت انگیزی که ‏بوسیله مسؤلان نظام ایران صورت می گیرد قابل فهم و درک و تفسیر نیستند، چراکه با ‏منطق و معیارهای متعارف بشری در یک نظام قانونی قابل تحلیل و تعلیل نیستند. کارهای ‏عجیبی انجام می شود که نه تنها هیچ توجیه معقولی برای آنها وجود ندارد، بلکه به سادگی ‏قابل اثبات است که به زیان خود حاکمیت است و در نهایت بنیادهای نظامی که « حفظ ‏آن از اهم واجبات است »، سست می کند. وانگهی چند بار در تاریخ این گونه برخوردها ‏با مردم بوسیله حکومت ها، در نهایت به سود حکومت ها بوده است که این بار دوم و یا ‏سوم باشد؟

با ین همه از آنجا که آمران و عاملان این اقدامات حتما از عقلای قوم و از اسلام شناسان ‏معتقدند و حافظ منافع نظام و کشور می باشند و با خواندن این سطور در انسانی ترین ‏حالت بر این نوسینده بی خبر دل می سوزانند، پس من و امثال من باید در عقل و دانش و ‏مصلحت اندیشی خود تردید کنیم. چنین نیست؟ اصلا طرح همین پرسشهای بی ربط ‏بهترین دلیل بر بی خبری راقم این سطور نیست؟ مگر ممکن است که « ماها » « مصالح ‏نظام اسلامی » را بهتر و بیشتر ازمسؤلان آن درک کنیم؟ می شود کاتولیک تر از پاپ بود؟ ‏‏
----------------------------------------
 
سریال دایی جان ناپلئون پرطرفدار ترین سریال تاریخ تلویزیون ایران :
دایی جان ناپلئون

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 13:54  توسط دانلود کلیپ موبایل جدید  | 

رئيس بنياد شهيد و امور ايثارگران در پاسخ به «اعتماد»

رئيس بنياد شهيد و امور ايثارگران در پاسخ به «اعتماد»
اعتراضات غيرمنطقي مورد تاييد ما نيست


گروه اجتماعي؛ رئيس بنياد شهيد و امور ايثارگران در پاسخ به «اعتماد» مبني بر علت اعتراضات جانبازان که در شکل خودسوزي و تجمع در مقابل ساختمان بنياد شهيد نمود پيدا کرده، آن هم در شرايطي که بنياد شهيد تلاش براي رفع نيازهاي جانبازان و ايثارگران را از اهم فعاليت هاي خود عنوان مي کند، گفت؛ «اگر فعاليت هاي امروز بنياد شهيد را با پنج يا هفت سال قبل مقايسه کنيد مي بينيد چه تغييراتي صورت گرفته است. البته بخشي از اين اعتراضات طبيعي است زيرا جانباز يا ايثارگر مشکلاتي دارد که از عهده حل آنها برنيامده و فقط يک مرجع براي حل مشکلات خود مي شناسد که آن هم بنياد شهيد است. جانباز يا ايثارگر توقع حل مشکلات خود را دارد اما وقتي ضوابط و قوانين و مقررات اجازه حل آنها را نمي دهد، او هم به نوعي اعتراض خود را علني مي کند. البته بنياد شهيد و امور ايثارگران به هيچ وجه حرکت هاي غيرمنطقي را تاييد نکرده و به اين شکل از اعتراضات امتياز نمي دهد اما شايد لازم است به همکاران خود در بنياد توصيه کنيم فضاهايي را که ممکن است منجر به حرکت هاي نامعقول و خارج از شأن ايثارگري شود، کنترل و مديريت کنند وگرنه مي دانيم اين اعتراضات طبيعي است.»

دکتر حسين دهقان که روز گذشته براي ارائه گزارش عملکرد سال 87 بنياد شهيد و امور ايثارگران در نشست مطبوعاتي شرکت کرده بود در پاسخ به اعتماد مبني بر وضعيت بودجه سال جاري اين سازمان که البته کسري

315 ميليارد توماني را هم در پي داشت و با اصلاحيه يي از سوي مجلس تامين 200 ميليارد تومان آن مورد موافقت قرار گرفت و بودجه پيشنهادي سال آينده گفت؛ «هر دستگاهي براي برنامه هاي خود اعتباري را تقاضا مي کند اما ميزان درآمدهاي کشور هم مشخص است و در طرح ريزي عمومي بودجه، اولويت ها لحاظ مي شود و بر مبناي اولويت ها، اعتبارات توزيع مي شود. شايد هيچ دستگاهي از اعتبار و بودجه دريافتي خود راضي نباشد و همواره هم با کسري مواجه باشد اما هنر مديريت در اين است که با به کارگيري صحيح منابع در اختيار، بيشترين ميزان اهداف را محقق کند. يقيناً بايد با لحاظ محدوديت هاي عمومي منابع کشور، دستگاه ها برنامه هاي خود را تعديل کرده يا با صرفه جويي و تغيير روش ها اهداف خود را محقق کنند.

بنياد شهيد هم مثل ساير دستگاه ها متناسب با اهداف و برنامه هاي خود درخواست بودجه بالاتري دارد. اما فکر مي کنيم دولت تا حد ممکن تلاش کرده نياز اعتباري بنياد شهيد را تامين کند. بودجه سال جاري بنياد شهيد 2200 ميليارد تومان بوده که البته موافقت با تامين 200 ميليارد تومان کسري هم بنا بر تامين هزينه هاي اجتناب ناپذير صورت گرفته است.

براي سال آينده پيشنهاد داده ايم 2700 ميليارد تومان اعتبار در اختيار بنياد قرار گيرد که فکر مي کنم با 2500 ميليارد تومان موافقت شود. در صورت کسري احتمالي پيگيري خواهيم کرد. ضمن آنکه مي دانيم دولت تامين منابع مورد نياز جامعه ايثارگري را در اولويت مي داند.»

رئيس بنياد شهيد و امور ايثارگران در پاسخ به سوال اعتماد مبني بر شهيد يا جانباز شمردن جنگل بانان و محيط باناني که طي سال هاي گذشته در درگيري با قاچاقچيان چوب کشته يا مصدوم شده اند، گفت؛ «بنا بر آيين نامه مصداق هاي عملي شهيد و جانباز، افرادي که در جهت دفاع از انقلاب و دستاوردهاي آن از سوي دشمن، نيروهاي ضدانقلاب يا اشرار مورد هجمه قرار گرفته و کشته يا مجروح مي شوند، لقب شهيد يا جانباز مي گيرند. اما هر مورد خارج از اين شرايط مشمول حکم شهيد يا جانباز نخواهد شد. چنانچه جنگل بانان مورد هجوم قرار گرفته و مهاجمان به عنوان ضدانقلاب يا شرور شناسايي شده باشند، فرد مورد تهاجم از نظر بنياد شهيد به عنوان شهيد يا جانباز معرفي خواهد شد. البته تمام دستگاه ها و خانواده قربانيان علاقه مند هستند که از اين بار ارزشي عميق فرهنگي برخوردار شوند اما وظيفه بنياد شهيد هم صيانت از حريم ايثار و ايثارگري است. البته سازمان ها و دولت ممکن است به اين افراد لقب شهيد يا جانباز و حتي خدمات خاص اعطا کنند اما اين افراد، چنانچه خارج از شمول آيين نامه مصاديق عملي شهيد و جانباز باشند، تحت پوشش بنياد شهيد قرار نخواهند گرفت.»

وي همچنين در پاسخ به سوال اعتماد مبني بر اعتراضات برخي دانشجويان نسبت به دفن نمادين شهدا در صحن دانشگاه ها گفت؛ «دفن نمادين شهدا در مراکز آموزش عالي و اماکن عمومي، تقاضا و خواست عمومي بود. اگر مردم و دانشجويان چنين تقاضايي نداشتند، دستگاه هاي مشمول، در پي اين نبودند که خارج از دايره خواست يا تقاضاي عمومي، چنين اقدامي را انجام دهند. البته اين اقدام از سوي بنياد حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدس صورت گرفته و بنياد شهيد در اين امر دخالتي نداشته اما حضور پيکر مطهر شهدا در هر نقطه از کشور مي تواند الهام بخش رجوع و حضور بار معنوي عظيمي باشد.

به نظر من، افرادي که دل در گرو انقلاب و ارزش هاي آن دارند با دفن نمادين شهدا در صحن دانشگاه ها يا اماکن عمومي مخالف نيستند و اگر بحثي دارند هم، در جهت بهتر شدن اين اقدام است. اما بهتر است از دانشجويان هم سوال شود که مباني استدلال آنان براي مخالفت چيست اما اصل اقدام، حرکت مقدس و خوبي است که بايد با رعايت تمام الزامات صورت پذيرد تا اين ارزش به ضدارزش تبديل نشود.»

دکتر دهقان در اين نشست خبري به اقدامات بنياد شهيد و امور ايثارگران طي سال جاري اشاره کرد و از اهداي نشان ايثار (بالاترين نشان ملي) به 178 نفر از والدين شهدا، تجليل از 30 زنداني سياسي پيش از انقلاب، تکميل مراکز تخصصي و فوق تخصصي درمان جانبازان در زمينه بيماري هاي ريوي، تشنج و عفونت هاي استخواني، اجراي طرح پايش سلامت والدين شهدا و ايثارگران و همچنين تشکيل نخستين مجلس مشورتي ايثارگران که امروز افتتاح خواهد شد به عنوان فعاليت هاي سال جاري ياد کرد. وي همچنين اعلام کرد در پوشش طرح مسکن مهر، تمامي جانبازان کمتر از 25 درصد، همسران و فرزندان شهدا و آن دسته از آزادگان که تاکنون براي دريافت خانه مسکوني اقدام نکرده يا تاکنون مشمول اعطاي منزل مسکوني نبوده اند، مي توانند از اين امکان استفاده کنند.

وي همچنين در بحث تکميل ساماندهي گلزار شهداي کشور گفت؛ «18 هزار گلزار شهيد در کشور موجود است که تاکنون، 60 درصد آنها ساماندهي شده است. فعلاً و بر اساس راي ديوان عدالت اداري، ساماندهي گلزار شهداي بهشت زهراي تهران را متوقف کرده ايم و در حال تکميل طرح ساماندهي اين گلزار هستيم و ماکت کامل گلزار تهران هم در نمايشگاه دائمي در معرض تماشا قرار مي گيرد. ساماندهي تمام گلزارها قطعي است و اگر هم مخالفتي بوده، در جهت بقاي علائم معنوي مرتبط با مزار شهيد بوده که ما هم قبول داريم و تنها اقدام ما در جهت ايجاد فضاهاي استراحت و رفاهي در فاصله ميان قطعات خواهد بود که زائران گلزارها بتوانند از تسهيلات اين مراکز استفاده کنند.»

.
روزنامه سلام
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 13:52  توسط دانلود کلیپ موبایل جدید  | 

دیدار «آنت بنینگ» از منزل فاطمه رجبی

دیدار «آنت بنینگ» از منزل فاطمه رجبی

خانم annette bening هنرپیشه مشهور آمریکایی و همسر آقای warren beatty که به همراه یک تیم بلند پایه از صنعت فیلم سازی هالیوود به تهران سفره کرده است دیروز با خانم فاطمه رجبی دیدار و گفتگو کرد.

به گزارش خبرگزاری فارس، خانم آنت به طور ناگهانی و کاملا سرزده به منزل خانم رجبی مراجعه کرد، خانم رجبی علیرغم این که آمادگی پذیرایی از مهمان را نداشت اما با این وجود با شنیدن اولین زنگ، در منزل را باز کرد.

خانم آنت در بدو ورود به گرمی مورد استقبال خانم رجبی و دخترش قرار گرفت، از چهره ی آنت بنینگ به خوبی میشد حدس زد که وی از نوع زندگی ساده ی خانم رجبی شگفت زده شده است. خانم آنت در این رابطه به خبرنگار ما گفت: «من واقعا از دیدن این همه سادگی و پاکی شگفت زده شده ام، من قبلا به منزل محمد خاتمی رفته ام و زندگی مجلل و اشرافی وی را از نزدیک دیده ام، گمان می کردم خانم رجبی نیز چنین زندگی می کنند اما هم اکنون به راستی ایمان آوردم که بین زندگی ایشان با زندگی همسر محمد خاتمی، تفاوت از زمین تا آسمان است. آنت بنینگ که خود نیز سری در مطالعه دارد از دیدن کتاب خانه ی عظیمی که در اتاق خواب فاطمه ی رجبی وجود داشت شگفت زده شد. وی از خانم رجبی خواست تا یکی از کتاب ها را برایش بخواند.

خانم رجبی کتابی را از درون قفسه ها بیرون کشید و خطاب به آنت گفت: «میخواهی این را برایت بخوانم؟» که آنت با تکان دادن سر موافقت خود را اعلام کرد.

فاطمه ی رجبی کتاب «از مدینه تا کربلا» را گشود و واقعه ی کربلا و قیام امام حسین را برای خانم آنت شرح داد.

خانم آنت، مات و مبهوت بود از آن چه می شنید. خانم رجبی از اباالفضل گفت و از کودکان تشنه لب، از آزادگی حر در دشت کربلا گفت، از جفاهای مردم کوفه گفت، از دو طفلان مسلم گفت و از مظلومیت امام حسین. خانم رجبی وقتی داشت از افشاگری های حضرت زینب در دربار یزید سخن می گفت به ناگاه خانم آنت زد زیر گریه و قریب به بیست دقیقه بر مظلومیت آن هفتاد و دو شهید گریست.

خانم رجبی که دید حال آنت نامناسب است از او خواست تا دو رکعت نماز شکر بخواند و فاتحه ای برای روح شهدای کربلا بفرستد بلکه حالش خوب شود و سپس آنت برخواست و به همراه خانم رجبی به نمازخانه رفت.

توصیه ی خانم رجبی کارگر افتاد زیرا خانم آنت پس از خواندن دو رکعت نماز شکر و فرستادن فاتحه ای برای شادی شهدای دشت کربلا خوشحال و سرحال و با لبی خندان برگشت. خانم رجبی سری به آشپزخانه زد تا ببیند آیا دخترش مطابق معمول غذاها را سوزانده است یا خیر. خانم آنت از فاطمه رجبی پرسید که برای ناهار چه درست می کند. فاطمه رجبی در جواب گفت: «مصباح پلو با سس احمدی نژاد» خانم رجبی ادامه داد: «من این غذا رو واسه هرکسی نمی پزم، چون خاطرت خیلی عزیز بود، این را برای شما می پزم.
خانم آنت که از این همه لطف و مهمان نوازی به وجد آمده بود خواستار دریافت روش پخت این نوع غذا شد اما خانم رجبی از دادن فرمول غذا امتناع کرد و گفت: «این فرمول کاملا محرمانه است، حتی غلامحسین هم نمی داند.»

خانم رجبی در حال پخت غذای سنتی و مخصوص«مصباح پلو با سس تند احمدی نژاد»
پس از صرف ناهار، خانم رجبی از آنت خواست تا مقداری میوه بخورد و سپس خودش به درون اتاقش رفت.

فاطمه رجبی اندکی بعد برگشت. کاری که وی انجام داد، آنت را بی نهایت سورپرایز کرد. وی تندیس «سه عمامه» اش را که به خاطر یک عمر تلاش و مجاهدت در راه ترویج اسلام از دانشگاه دریافت کرده بود را به آنت بخشید.

آنت هنوز از شوک اول خارج نشده بود که شوک دوم هم از راه رسید، فاطمه رجبی عمامه  ای را نیز به رسم یادبود به همسر آنت اهدا کرد، خانم رجبی گفت: «این عمامه رو گذاشته بودم واسه داماد آینده ام اما خوب مثل این که قسمت همسر شماست، حالا کو تا ما داماد گیرمون بیاد، آخه کدوم خل و چلی میاد این دختر ما رو بگیره.

خانم آنت که از این همه ایثار و از خودگذشتگی اشک در چشمانش جمع شده بود گفت: «نمی دونم چی بگم، واقعا شما اون طوری نیستید که من تصور می کردم، در حقیقت من از طرف اصلاح طلب ها مامور بودم تا شما رو تحقیر کنم اما حالا می بینم تمام تصورات من غلط بوده و شما اون خانم بی چاک و دهنی که اون ها می گفتند نیستید، شما به راستی مظهر یک خانم پاک و معصوم ایرانی هستین.

گفتنی است در پایان این دیدار، نیم ساعتی نیز خانم آنت با خانم رجبی پشت درهای بسته گفتگو کردند، از ما نشنیده بگیرید اما گویا خانم آنت از دختر خانم رجبی خوشش اومده و میخواهد او را برای پسرش «استفان» خواستگاری کند. شنیده ها حاکیست که غلامحسین الهام نیز پیشاپیش رضایت خودش رو با این ازدواج اعلام کرده البته به شرط این که استفان قبل از ازدواج ختنه کند.

گویا آقای «وارن بتی» همسر خانم آنت نیز قول داده که در صورتی که این ازدواج سر بگیرد فیلمی از زندگی فاطمه ی رجبی با الهام را در هالیوود تهیه و در سینماهای جهان اکران خواهد کرد.
خبرگزاری فارس پیشاپیش این ازدواج فرخنده را به هر دو خانواده ی الهام و بتی تبریک عرض می نماید.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 13:50  توسط دانلود کلیپ موبایل جدید  | 

همسرم حاضر به سکس با من نشد . او را کشتم

هفت تیر 7tir.com :  مرد جواني که همسر دومش را به خاطر تمکين نکردن با ضربات چاقو به قتل رسانده در جلسه محاکمه اش ادعا کرد در زمان قتل دچار بيماري رواني بوده است. به گزارش خبرنگار ما، در ابتداي جلسه محاکمه محمد شادابي نماينده دادستان تهران در جايگاه حاضر شد و در توضيح کيفر خواست گفت؛ متهم که رضا نام دارد و جواني 29 ساله است در تاريخ 11 شهريور ماه سال گذشته همسر 25 ساله اش به نام الهام را به قتل رسانده است. مطابق گفته هاي رضا وي پس از اينکه همسرش از وي تمکين نکرده او را با ضربات چاقو به قتل رسانده و سپس شير گاز را باز کرده تا خودکشي کند اما مرد صاحبخانه که شوهر خواهر وي است به محل رسيده و او را نجات داده است. وي افزود؛ پزشکي قانوني اعلام کرده رضا به لحاظ روحي و رواني سالم و مسوول اعمال خود است. بنابر اين با توجه به مدارک موجود در پرونده تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.

روزهاي پيش از جنايت

در ادامه مادر مقتول به عنوان ولي دم در جايگاه حاضر شد و براي دامادش تقاضاي قصاص کرد. وي گفت؛ دامادم پسر عمه دخترم است و ما او را از کودکي مي شناختيم به همين خاطر هم به ازدواج آنها رضايت داديم. دخترم شوهرش را دوست داشت و آنها هيچ مشکلي با هم نداشتند و هنوز عروسي هم نکرده بودند. من نمي دانم چرا رضا او را کشت. وي ادامه داد؛ از آنجايي که خانه ما کوچک بود شرايط اينکه دامادم در منزل مان بماند وجود نداشت به همين خاطر هر وقت از شهرستان به ديدن ما مي آمد دخترم براي ديدن او به خانه خواهرشوهرش مي رفت و چند روزي در آنجا مي ماند. چند روز قبل از حادثه رضا از عسلويه به تهران آمد و دخترم هم براي ديدن او به خانه خواهر شوهرش رفت و بعد هم به ما خبر دادند دخترم کشته شده است. پس از اظهارات مادر مقتول، شوهر خواهر متهم به عنوان شاهد در جايگاه حاضر شد. وي گفت؛ مدتي قبل از حادثه من، همسر و فرزندانم را به شهرستان پيش خانواده ام برده بودم و خانه خالي بود و رضا هم با ما زندگي مي کرد. من از سفر که بر گشتم متوجه شدم رضا همسرش را هم به خانه ما آورده است. او با اين توجيه که مي خواهم با همسرم تنها باشم از من خواست چند روزي به خانه ام نروم. به او گفتم جايي را ندارم که بروم و ناچارم شب ها دير وقت به خانه برگردم. شب قبل از حادثه حدود ساعت 12 بود که به منزلم رفتم و در پذيرايي خوابيدم. رضا و همسرش بيدار بودند و صحبت مي کردند اما من متوجه نشدم آنها درباره چه مساله يي حرف مي زدند. وي ادامه داد؛ صبح آن روز سر کارم رفتم و حدود ساعت 9 شب بود که برگشتم. خانه تاريک و برق قطع شده بود. من برق را وصل کردم ولي دوباره قطع شد. بوي گاز همه جا پيچيده بود. در آن تاريکي بالا رفتم تا ببينم چه شده است. چند بار رضا را صدا زدم تا اينکه او با لباس خوني و پاره بيرون آمد. پرسيدم چه شده است. گفت الهام را کشته ام و مي خواهم خودم را هم بکشم. متوجه شدم او سيم تلويزيون را لخت و به خودش وصل کرده است به همين خاطر هم مرتب فيوز کنتور مي پريد. حال رضا خيلي بد بود و تقريباً ديگر جان نداشت بلافاصله او را به بيمارستان رساندم و بعد هم به پليس خبر دادم.

اعتراف

سپس متهم براي دفاع از خود در جايگاه حاضر شد. وي گفت؛ قبول دارم الهام به دست من کشته شد اما من قصد کشتن او را نداشتم. در آن لحظات در حالت عادي نبودم و نمي دانم که چه کردم. وي ادامه داد؛ مدتي بود متوجه شده بودم الهام با صاحب کار من رابطه دارد. از او خواستم بگويد چرا اين کار را کرده است. اما الهام زير بار نرفت و مرا بيمار خطاب کرد. در اين باره با برادرم مشورت کردم و او گفت اگر به کسي چيزي بگويي آبرويمان مي رود، به همين خاطر هم مجبور شدم سکوت کنم. چون همسر اولم هم با مردان غريبه رابطه داشت اين مساله به شدت به من آسيب زده بود. حدود 40 شبانه روز بود که نخوابيده بودم و حال خوبي نداشتم. از عسلويه به تهران آمدم و پيش يک روانپزشک رفتم. چند روزي بود که دارو مصرف مي کردم. چون حالم خوب نبود الهام به خانه خواهرم آمد که مرا ببيند. آن روز از همسرم خواستم از من تمکين کند اما مقاومت کرد. من هم در حالي که از حالت عادي خارج بودم دستان او را از پشت بستم و از اين طريق خواستم وادار کنم از من تمکين کند. يک دفعه چهره صاحب کارم جلوي چشمم آمد و چاقويي را که در ساک داشتم در آوردم و پشت سر هم به الهام ضربه زدم. بعد از آن هم چند ضربه به خودم زدم تا خودکشي کنم. اي کاش همان روز مي مردم تا حالا مجبور نباشم اين طور جلوي شما بايستم و پاسخ دهم.

پرسش و پاسخ در دادگاه

قاضي؛ همسر اولت چه شد. او را طلاق دادي؟

متهم؛ نه همسرم خود سوزي کرد. او به خاطر اينکه با افراد زيادي رابطه داشت دچار عذاب وجدان شد و خودش را سوزاند.

قاضي؛ از کجا مي داني همسر اولت با مردان غريبه رابطه داشت؟

متهم؛ او خودش در دادگاه گفت و از قاضي خواست حکم طلاق من و او را صادر کند.

قاضي؛ با همسر اولت چند سال زندگي کردي ؟

متهم؛ ما سه سال زندگي کرديم البته من در عسلويه کار مي کردم و هرچند وقت يک بار به خانه ام مي رفتم. همسرم با پدر و مادرم زندگي مي کرد اما من فهميده بودم که او با افراد غريبه رابطه دارد به او گفتم از اين مساله با خبر هستم. همسرم هم در دادگاه خودش اين موضوع را تاييد کرد.

قاضي؛ چطور فهميدي همسر دومت با صاحب کارت رابطه دارد؟

متهم؛ من هميشه براي اينکه شماره خانه پدرزنم در دست کسي نباشد از تلفن کارتي زنگ مي زدم. يک بار اشتباه کردم و از محل کارم زنگ زدم. صاحب کارم از حافظه گوشي تلفن شماره را برداشته بود. او حتي به همسرم تعرض هم کرده بود.

قاضي؛ مگر صاحب کارت در عسلويه نبود پس چطور با همسرت که در تهران بود رابطه بر قرار کرده بود؟

متهم؛ صاحبکارم هر بار که با تلفن صحبت مي کرد به من نگاه مي کرد و مي خنديد. من همان موقع موضوع را فهميدم. بعد که به تهران آمدم متوجه شدم چند جاي کبود در پاي همسرم وجود دارد. الهام درباره آثار کبودي جواب درستي نداد و متوجه شدم صاحب کارم به او تعرض کرده است.

قاضي؛ شايد پاي همسرت به خاطر برخورد با جايي کبود شده باشد.

متهم؛ هر بار که همسر اولم به حرفم گوش نمي کرد او را گاز مي گرفتم به همين خاطر هم فهميدم جاي کبودي به چه دليل است. همسر من قبل از ازدواج با فردي ديگر نيز رابطه داشت.

قاضي؛ ضربات نشان مي دهد تو به قصد قتل به همسرت حمله کردي. در اين باره چه مي گويي؟

متهم؛ من اگر مي خواستم همسرم را به خاطر رابطه بکشم همسر اولم را مي کشتم. در آن لحظات در شرايط عادي نبودم.

قاضي؛ چرا از الهام جدا نشدي مگر نمي گويي او بي اخلاق بود؟

متهم؛ الهام خودش به خواستگاري من آمد بعد هم که من متوجه شدم او با افراد ديگري هم رابطه دارد مي خواستم ترکش کنم اما دست از سرم بر نمي داشت.

پس از دفاعيات متهم و وکيل مدافعش هيات قضات (عزيز محمدي، رحيمي، محمدي کشکولي، سري و بومي) براي تصميم گيري وارد شور شدند.

---------------------------

 
سریال دایی جان ناپلئون پرطرفدار ترین سریال تاریخ تلویزیون ایران :
دایی جان ناپلئون

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 13:47  توسط دانلود کلیپ موبایل جدید  | 

کلیپ مچ گیری پدر از پسر سر یخچال

نمونه  اين كليپ رو اكثرا ديدن که پدر ساعت ۷ صبح مچ پسر ار در حالی که قصد داشت یواشکی از یخچال بستنی برداره میگیره ، حالا اين ايرانيشه ... بازسازي مچ گيري صحبگاه پدر از پسر!

 دانلود - 1.90 مگابايت | لينك كمكي 1 | لينك كمكي 2 | لينك كمكي 3

مچ گیری پدر از پسر - بابا پسر بچه - یخچال بستنی - پسر بامزه - دانلود کلیپ جدید - کلیپ مچ گیری هفت صبح ۷ صبح


-----------------------------------------------

 
سریال دایی جان ناپلئون پرطرفدار ترین سریال تاریخ تلویزیون ایران :
دایی جان ناپلئون - حتما ببینید

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 6:14  توسط دانلود کلیپ موبایل جدید  | 

کلیپ جدید شادمهر

ویدئو کلیپ تقدیر 2009 جدید

ویدئو کلیپ جدید و زیبای تقدیر کاری زیبا از خواننده معروف پاپ ایران شادمهر عقیلی با فرمت 3gp اگه این ویدیوی زیبا رو خواستید با کیفیت بالا بصورت انلاین مشاهده نمائید بر روی لینک کلیک کنید

----------------------------

خرید سریالهای تلویزیونی قدیمی و جدید با کیفیت عالی بر روی دی وی دی

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 6:7  توسط دانلود کلیپ موبایل جدید  | 

کلیپ جدید محمد رضا گلزار

دانلود کلیپ جدید محمد رضا گلزار

یک کلیپ خیلی باحال و جدید از محمدرضا گلزار که با ماشینش و چند تا دوستش هست

لینک دانلود در ادامه مطلب

 


حجم فایل: ۱.۷۵ مگا بایت

لینک دانلود

---------------------------------------------
 
سریال دایی جان ناپلئون پرطرفدار ترین سریال تاریخ تلویزیون ایران :
دایی جان ناپلئون

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 5:46  توسط دانلود کلیپ موبایل جدید  | 

سریال دایی جان ناپلئون

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 5:42  توسط دانلود کلیپ موبایل جدید  |